الفيض الكاشاني

378

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً ، « 106 » و پيامبر در ابطح صورت جبرئيل ( ع ) را ديد و مدهوش شد . « 107 » روايت شده است : پيامبر ( ص ) چون به نماز مشغول مىشد از سينه‌اش آوازى مانند آواز ديگ جوشان شنيده مىشد . « 108 » پيامبر ( ص ) فرمود : « هيچ گاه جبرئيل بر من نازل نشد جز اين كه از بيم خداوند جبّار بر خود مىلرزيد . » « 109 » گفته شده است : هنگامى كه بر ابليس آنچه از او ديده شده ظاهر گرديد جبرئيل و ميكائيل ( ع ) شروع به گريستن كردند . خداوند به آنها وحى فرمود : چرا اين قدر گريه مىكنيد ، گفتند : پروردگارا ما از مكر تو ايمن نيستيم . خداوند فرمود : به همين گونه باشيد و از مكر من ايمن مباشيد . از پيامبر ( ص ) روايت شده كه فرموده است : « از جبرئيل پرسيدم چه سبب است كه ميكائيل را خندان نمىبينم ، جبرئيل گفت : ميكائيل از آن گاه كه دوزخ آفريده شده نخنديده است » . « 110 » گفته شده : خداوند را فرشتگانى است كه از آن گاه كه دوزخ آفريده شده احدى از آنها نخنديده است از بيم آن كه خداوند بر آنان خشمگين شود و عذابشان كند . روايت شده است كه داوود ( ع ) در مناجات خود مىگفت : پروردگارا هنگامى كه گناهم را به ياد مىآورم زمين با همهء فراخى آن بر من تنگ مىشود ، و چون رحمت تو را به خاطر مىآورم جانم به من باز مىگردد . منزّهى تو اى خداى من ! نزد پزشكان بندگانت رفتم تا گناهم را درمان كنند ، همگى مرا به سوى تو راهنمايى كردند ، پس تيره‌روزى

--> ( 106 ) اعراف / 143 : و موسى مدهوش به زمين افتاد . ( 107 ) بزّار از حديث ابن عبّاس به سند نيكو : پيامبر ( ص ) از جبرئيل خواست كه صورتش را بنماياند ، جبرئيل گفت : پروردگارت را بخوان پيامبر ( ص ) دعا فرمود ، پس از آن جبرئيل از سمت مشرق بر او ظاهر شد و پيوسته بالا مىآمد و حركت مىكرد ، پيامبر ( ص ) چون او را ديد مدهوش شد ، ابن مبارك از روايت حسن به طور مرسل ؛ ( المغنى ) . ( 108 ) سنن ترمذى در الشمائل ، ص 23 ، باب ما جاء في بكاء رسول اللّه ( ص ) . ( 109 ) عراقى گفته است : اين حديث را با اين الفاظ نيافتم ، ابو الشيخ در كتاب العظمة از ابن عبّاس نقل كرده كه گفته است : در روز قيامت جبرئيل در پيشگاه خداوند متعال مىايستد در حالى كه از بيم عذاب او بر خود مىلرزد . ( 110 ) مسند احمد 3 / 224 از حديث انس .